X
تبلیغات
ویولنیست - چهار فصل ویوالدی
موسیقی با تم درخشانی آغاز می شود… بهار بازگشته است … خیلی زود تمی شبیه تم آغازین به آن می پیوندد، پرندگان بهار را درود می فرستند، تریل ها، اصوات مقطع و پاساژهای سریع کوتاه همه در ارتفاع صوتی بالا تأثیری تصویر گون خلق می کنند… 4 مارس، 1678 ونیز … پسری با موهای قرمز به دنیا می آید… پدر آنتونیو ناچار برای فراگیری فرزندش از تعلیمات درسی وی را به کلیسا می فرستد… تعلیمات مذهبی تنها امکان دسترسی به آموزشهای رایگان برای طبقه پایین است… تکرار تم آغازین… آذرخش و تندر با نوایی سهمگین آغاز بهار را اعلام می کنند … دوباره تم آغازین… ویوالدی به علت درد سینه سرپرستی برادران را رها می کند. تصمیمی که بعدها به خاطرش مورد مواخذه کلیسا قرار گرفت، تعلیمات دینی 10 سال به طول می انجامد… طوفان خاتمه می یابد و پرندگان دوباره آوازهایشان را از سر می گیرند… ترانه های افسونگر … کشیش جوان با چندین بار تظاهر به بیماری از ادای مراسم آیین عشاء ربانی شانه خالی می کند… دوباره تم آغازین… عشق اصلی وی در جای دیگری جریان دارد… اوسالها قبل آموزش ویلن را نزد پدر آغاز کرده است… بقیه ارکستر به ویلن تکنواز می پیوند و متوجه پایانی با اهمیت می شود.

ملودی نرم و تغزلی بز چران را در حال چرت زدن تصور می کند… بر فراز مرغزارها و علفزارهای پر گل و شکوفا … ویولونهای آلتو صدای عوعو سگ بز چران را که در اطراف جستان و خیزان است نقاشی می کنند و در عین حال سایر ویولونها با حرکتی رفت و برگشتی رقص شاخ و برگ درختان در معرض باد را به تصویر می کشند… به سال 1703، ویوالدی به عنوان مدرس ویلن در پرورشگاه دختران بی سرپناه استخدام می شود و یکی از زیباترین موسیقی هایی را که در آن دوران می توان شنید را با تشکیل ارکستر و سرایندگانی از آنان خلق می کند… بز چران با آوای نی انبان روستایی و زمزمه گیاهان، زیر سقف ابرهای بهاری به رویاهایش قدم می گذارد… رقص و شادمانی روستایی بز چران و پریان در رویش درخشان بهار… ویوالدی به دنیای دید اپرا کشیده می شود و اولین اپرایش را در سال 1713 ارائه می کند… رقص و شادمانی روستایی در فضایی رویا گونه و خلسه آور پایان می گیرد.

تابستان:

نواهایی بم و خفته… موسیقی کشدار و ملایم یادآورسستی و کرختی ناشی از تابش گداخته مهر است… بادهایی گرم می وزند و مرد و گله اش سست می شوند، کاجها نیز گرما را حس می کنند، سپس با موسیقی ای پر طنین و گوشه دار، فاخته به آواز در می آید… در سال 1717 ویوالدی یتیم خانه را رها می کند و به مانتوا می رود، جایی که به خدمت پادشاه در می آید و تحت تأثیر مناظر طبیعی بدیعش کنسرتوی چهار فصل را به جهانیان هدیه می کند.

دوباره تم نخستین شنیده می شود… کلافگی تابستانی… اکنون صدای کبوتران و به زودی سهره طلایی به آوای فاخته می پیوندد… نسیم مطبوع گرمی توسط حرکات تکراری ویولونها وزیده می شود، حرکت موسیقی پیشرونده و آبستن حادثه… تم آغازین: رخوت …ناگهان بوره آس (خدا و مظهر نسیم شمالی) به مخالفت با همسایه و رقیب همت می کند… چوپان می گرید، موسیقی فردی و درونی می شود … به سال 1721 اپراهای ویوالدی از مرز و ونیز نیز می گذرند و در رم و میلان مورد توجه قرار می گیرند… چوپان هراسان به طوفانی که در حال آغاز است فکر می کند و تقدیر و سرنوشت محتومش… رد و برق بی امان و تندر وحشتناک دست و پای چوپان را ناتوان می کند… بز چران مسخ شده است و این تسلیم توسط حرکتی تغزلی و درونگرا ترسیم می شود… مگسها و زنبورها ازدحام می کنند. متأسفانه ترس و هراس وی بی دلیل نبوده است و… موسیقی می غرد و با حرکات سریع و درجا و صدایی پر قدرت آسمان نعره می زند و گشوده می شود… تگرگ و رگبار می بارد و خوشه های غلات و مزارع را می کوبد… ویوالدی می تازد، او اکنون به عنوان یک ویولونیست چیره در خلال اپراهایش با اجراهایی درخشان و بی مانند شنوندگان را مبهوت و میخکوب کرده است.

پاییز:

کنسرتوی پاییز با ترانه و رقص شادمانه روستائیان از برداشتی پربار آغاز می شود... موسیقی به ترنم در می آید و بسیاری از روستائیان این شادمانی را با خوابی خوش کامل می کنند، با مطبوع شدن هوا و خوشایندی آن، همه رقص و پایکوبی را کنار می گذارند... خوابی شیرین که توسط نوای ملایم کلاوسن تصویر می شود... پاپ مقدس، ویوالدی را دو مرتبه برای شنیدن افسون موسیقی اش نزد خود می خواند...

سپیده دم است و شکارچیان با شیپور و تفنگها و سگهایشان در تعقیب شکارند... دسته ارکستر چهار نعل اسبها را می تازانند... ویلن تکنواز می گریزد و شکارچیان به دنبال رد پای شکار آن را تعقیب می کنند. ویوالدی تحت تأثیر انتقادات و رقابتهای رایج زمان خود در رنج است، هسه آهنگساز آلمانی و آلبینونی آهنگساز ونیزی آثار خود را به سراسر ایتالیا معرفی می کنند، از طرفی در هجونامه ای ویوالدی و اپراهایش هدف قرار می گیرند... ترسیده، فرسوده و از توان افتاده از تعقیب سگ ها، تفنگ ها و صدای بوقها، شکار زخمی، مذبوحانه شکارچیان را تهدید می کند... ویوالدی متأثر است و تا چند سال دنیای اپرا را رها می کند... ارکستر هنوز چهار نعل می تازد و ویلن تکنواز ناله سر می دهد، شکارچیان به شکار می رسند، او قبلاً مرده است. ارکستر شادی کنان با قدرت می نوازد و در حالی که ما را در شکارگاهها رها کرده، باز با هم ریتم یورتمه رفتن دور می شود... صدا رفته رفته ضعیف می شود و بعد محو می شود... شکارچیان رفته اند.

زمستان:

صدای بریده بریده زهیها لرزیدن از سرما در آغاز زمستان را نشان می دهد، سپس باد سوزناک و خشکی می وزد که توسط آوای پر جنب و جوش ویلن تکنواز تصویر می شود و رسوخ باد و سرما را در همه جا بیان می کند، در عین حال حرکتهای تکراری دسته ارکستر نمایشگر ریزش آرام و مداوم دانه های برف است... امپراتور اتریش، چالز چهارم نیز محسور هنر ویوالدی شده است، نتیجه این رابطه دوستانه با ویوالدی، دو کنسرتو تقدیمی است... حتی ویلن نیز از سرما به خود می لرزد... در حالی که به هم خوردن دندانها توسط آکوردهای سریع و تکراری نمایان می شود، آهسته و پای کوبان قدم گذاشتن رهگذاران توسط دسته ویولونها نقاشی می شود، در بخش بعد ویوالدی با خلق فضای آرام و رومانتیکی گرمای درون خانه و گذران روزهای توام با خشنودی را ترسیم می کند، در حالی که در بیرون، ریزش دانه های برف توسط چنگ مانند نواختن زهیها مجسم می شود... موسیقی به میان عابران می رود...

حرکات محتاطانه روی یخ ها و سر خوردن رهگذران با حرکت چرخشی موسیقی تصویر می شود تا اینکه ناگهان رهگذری در حال چرخش لیز می خورد و با جریانی پایین رونده در موسیقی نقش بر زمین می شود... ویوالدی در دشواترین دوره کاری خود به سر می برد (1738 – 1736) علیرغم تلاشهای زیاد و صرف هزینه های زیاد، مقامات شهر فرارا اجازه برپایی اپرای وی را نمی دهند، به نظر می رسد که آنها از شانه خالی کردن وی در سالهای قبل از ادای مراسم آیین عشاء ربانی چندان خشنود نیستند...

با حرکت سریع، خشک، مقطع و خشن کنترباسها، یخ ها ترک می خورند و به قطعات بزرگی می شکنند.
با جریان ملایم و بالا و پایین رونده ارکستر، باد مرطوب مدیترانه ای از میان درهای چفت شده زوزه کشان به آرامی وارد می شود... اکنون بین تکنواز و ارکستر نبردی در می گیرد و بادها جیغ زنان به هم می پیچند، تقدیر و سرنوشت نزدیک است. به سال 1741 ویوالدی ونیز را به قصد وین برای کار کردن در دادگاهی ترک می کند... نوایی بم به جریان می افتد، نوایی شیرین... شبه تمهایی از کنسرتوی تابستان به جریان می افتد، پیوستگی چهار فصل...

ویوالدی در 63 سالگی دنیای موسیقی را رها می کند، سال 1741.

امروزه ویوالدی در سراسر دنیا به عنوان یک آهنگساز اپرایی، یک آهنگساز کرال مذهبی و یک نابغه ارائه دهنده آثار مخصوص سازهای زهی شناخته شده است. ویوالدی فرم کنسرتو را به عنوان یک فرم استاندارد در موسیقی پایه گذاری کرد. با این ایده که تکنواز را در نبرد با دسته ارکستر بزرگ قرار می دهد و با تباینی که حاصل می شود تأثیری دراماتیک و جالب نه تنها بین نوازندگان، بلکه در سرعت اجرا و قدرت صدا به وجود می آورد. بیشتر کنسرتوهای ویوالدی برای ویلن تکنواز و ارکستر است که مدلی عینی برای کنسرتوهای کلاسیک موزار محسوب می شود.

کنسرتوی چهار فصل ویوالدی بر اساس غزلی برای هر فصل (که توسط خود ویوالدی سروده شده است) که معنی و منظور موسیقی را توصیف می کند بنا شده است. از جمله ارزشهای این اثر الگو قرار گرفتن آن در بین آهنگسازان دوره بعدی است تا آنجا که هایدن اوراتوریوی چهار فصل را با الهام از آن خلق کرد و بتهوون سمفونی پاستورال خود را با نگاهی به این اثر ساخت. اما برای مدتی نه چندان کوتاه نبوغ ویوالدی محبوبیت خود را از دست داد. عظیم ترین احیاء آثار او در ده های اخیر آن هم با رشد انگیزه و دلبستگی به آثار موسیقی باروک صورت گرفته است.ویوالدی تکنیک نوازندگی ویلن را در عصر خود به کمال رسانید تا اینکه سالها بعد پاگانینی تکنیک نوازندگی را باز هم ارتقاء داد. امروزه از ویوالدی بیش از 500 کنسرتو، 40 کانتات، 22 اپرا و بیش از 60 اثر موسیقی مذهبی به جای مانده است.
برچسب‌ها: آثار هنری بزرگ جهان

تاريخ : پنجشنبه 24 آذر1390 | 4:32 بعد از ظهر | نویسنده : ویولنیست |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.